محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
164
مناقب مرتضوى ( فارسي )
العزّ المحجّلين است . گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد ؛ آن كدام كس باشد ؟ فرمود : همين زمان طالع شود . در اين اثنا امير المؤمنين على آمده ، دست بر در زد . آن سرور گفت : اين است امير المؤمنين و خير الوصيّين و اولى الناس بعد النّبييّن . » لمؤلفه : بود زيبنده به فرقش تاج دين * زانكه بىشك بود امير المؤمنين « بعد از آن برخاسته با مرتضى على معانقه كرد ، عرق روى مبارك خود بر روى او ماليد و عرق روى او بر روى خود . پس امير گفت : يا رسول اللّه ، موجب اين شفقت و التفات چيست ؟ فرمود : يا اخى ، چرا با تو مهربانى نكنم و حال آنكه تو احكام دين مىدانى و سخن مرا به امّت مىرسانى و بيان مىكنى ، اين معنى را كه بعد از من اختلاف كنند در آن . » منقبت : در صحيح ترمذى و صحيح نسائى و صحايف و مشكوة و مصابيح و هدايت السّعداء و دستور الحقايق و در مجلّد ثانى حبيب السّير از انس مروى است كه : « روزى مرغ بريان نزد نبى آخر الزّمان - عليه الصلوات الرّحمن - آوردند . رو به سوى آسمان كرده گفت : « اللّهم آتيتنى باحبّ خلقك اليك يأكل معى هذا الطّير . » يعنى ، بار خدايا ، دوستترين خلق خود را نزد من فرست تا اين مرغ بريان با من تناول نمايد . پس امير المؤمنين همان دم نزد سيّد المرسلين آمد و سرور ابرار با حيدر كرار مرغ بريان را تناول فرمود . » منقبت : در شرح حافظيه مسطور است كه : « امير را مرتضى از آن رو خوانند كه هميشه در رضاى حقّ سبحانه بوده و آن سرور نيز از وى راضى و شاكر بوده . » منقبت : در صحاح ستّه و مشكوة و مصابيح و دستور الحقايق و صحايف و صواعق محرقه و مسند احمد بن حنبل و اوسط طبرانى و مسند بزار و تشريح و شروح الاميه [ ؟ ] و هداية السّعداء به زبان عربى و در حبيب السّير و روضة الاحباب و معارج النّبوّة به عبارت فارسى به اسانيد صحيحه چنين مسطور است كه : « به تواتر ايراد يافته كه امير المؤمنين به خطاب مستطاب